السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
40
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مانند انسان و فرسى كه در حيوانيت متحد هستند . در اينجا اگر انسان و فرس به وصف وحدت متصف مىشوند به واسطهء حيوانيت است ، يعنى حيوانيت واسطهاى براى عروض وصف وحدت بر انسان و فرس گرديدهاست . وصف وحدت اولًا از آن حيوان است و همواست كه حقيقتاً واحد است و ثانياً و به واسطهء حيوان ، انسان و فرس نيز واحد مىگردند و در معناى حيوانيت اشتراك مىيابند . اين مانند عروض حركت بر جالس سفينه است كه حركت اولًا بر خود سفينه عارض مىگردد و به واسطهء سفينه بر جالس آن عارض مىشود . و هر واحد غير حقيقى در نهايت به يك واحد حقيقى منتهى مىشود . به اين معنا كه حيوان در مثال مذكور واحد حقيقى است ؛ زيرا حيوان در اتصاف به وحدت به واسطهء در عروض نياز ندارد . واحد حقّهء حقيقيه متن والواحد الحقيقيّ إمّا ذاتٌ هي عين الوحدة . . . والثاني ك « الإنسان الواحد » . ترجمه واحد حقيقى يا ذاتى است كه عين وحدت است و يا ذاتى است كه متصف به وحدت . قسم نخست عبارت است از صرف شىء كه قابل تثنيه و تكرار نيست و وحدت آن وحدت « حقّهء حقيقيه » ناميده مىشود . دراين قسم واحد و وحدت يك چيز مىباشند . قسم دوم مانند انسان واحد . شرح واحد حقيقى كه اتصاف او به وصف وحدت نياز به واسطهء در عروض نداشت خود بر دو قسم است ؛ يا ذاتى است كه عين وحدت است و صفت وحدت ، ذاتى موصوف مىباشد ، و به عبارت ديگر موصوف ، عين صفت مىباشد ، مانند صرف وجود كه حقيقت تكرارناپذيرى است . بديهى است كه وجود محض و صِرف ،